خواب بودم هر از گاهی دور و بر من می پلکید. یکبار که چشام و وا کردم و با هم چش تو چش شدیم .با یه نگاه مهربون و زبون شیرین گفت :
یه ماچ بده مامان جون
+ نوشته شده در دوشنبه هجدهم اسفند ۱۳۹۳ ساعت 8:37 توسط مامانی
|
برچسب:
نویسنده: نرگس خوشنام
تاريخ: سه
شنبه
4 بهمن
1401 ساعت: 1:38